آمريكا بداند، هم دستنشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژيم صهيونيستى در اين منطقه بداند؛ پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلكه هر گونه تهديدى، پاسخى خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و متلاشى خواهد كرد.
حضرت آیت الله سید علی خامنه اي
نوشته شده در شنبه 1390/08/21  توسط علی فرجامی
شهيد احمد كاظمي در وصيتنامه خود نوشته است:خداوندا خود ميدانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب ماندهام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

متن وصيت نامه سردار سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:
الله اكبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله
خداوندا فقط ميخواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت ميخواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.
نميدانم چه بايد كرد، فقط ميدانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت ميباشد. واقعاً جايي براي خودم نمييابم هر موقع آماده ميشوم چند كلمهاي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نميدانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد ميكرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم.
اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.
راستي چه بگويم، سينهام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود ميدانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب ماندهام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.
گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا ميبيني، دوست دارم بنده باشم، بندگيام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا ميكنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني ميباشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر ميكنم، ميبينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر... حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه ميكنم. از درد سختي كه تمام وجودم را ميگيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بيمنتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم ميدهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيقام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم،
انشاء الله تعالي.
منزل ظهر جمعه 6/4/82
ای کاش ما هم توفیق شهدادت پیدا کنیم ...

نوشته شده در دوشنبه 1389/09/15  توسط علی فرجامی
نوشته شده در یکشنبه 1389/09/14  توسط علی فرجامی
نوشته شده در یکشنبه 1389/09/14  توسط علی فرجامی
آنانکه با یگانه معمار انقلاب خمینی کبیر پیمان بستند بر امام الخامنه ای پایبند ماندند سلام بر روحشون وسلام بر اجساد گلگونشان. باشد که این "السابقون سابقون " شفاعت کنند ما هم "اولئک المقربون" گردیم. پست آقا جان ببخشیدتون یاداور خاطره بده جمعه۲۹خرداد۸۸ است باورم نمیشد بعد از اون خطبه زیبا آقا بفرمایند:"جا ناقابلی...."هنوز کلافه ام از شنیدن این سخن که جان ما باشد وآقایم جانشان را...... خدا از این فتنه گران نگذرد که کارد را به استخوان این فرزند خلف فاطمه رساندند ولی آقا ما جان فدائی ولایت را از فاطمه ودختش زینب و فرزند زاده اش رقیه یاد گرفتیم شما خیالتان راحت...... التماس دعا با حاجاتی روا
نوشته شده در جمعه 1389/02/31  توسط علی فرجامی
بسم رب الزهراء(س) و الشهداء و الصدیقین
خبر آمد خبری در راه است... باز هم پلک دلم می پرد. قاصدک شبهای تنهائیم باز هم خبر آورده است... کاروانی از پرستوهای عاشق با کاکلی خونین، خرامان خرامان عزم دیار ما کرده اند... کاروانی از شقایقهای پرپر میهمان شهرمان شده اند... یک آسمان پرنده عاشق از گرد راه باز رسیدند...

یا فاطمــــــة الزهراء(س) محیا باش که جمع عاشقانت در راهند... آنان که اندام مطهرشان در اقتدا به شما مورد هجوم یزیدیان زمان قرار گرفت و جز تکه پارۀ لباس و استخوانی، نشانی دیگر در این وادی ندارند... همانان که به یک ندای امام خویش و برای احیای پرچم سرخ عاشورا لبیک گفتند و دل را به دریا و بر این دنیای فانی پشت پا زده و ترک دیار و یار کردند، و چه خونین و زیبا رفتند همچون مولایشان و چه غریبانه ماندند همچون مادرشان...
ای فرزندان فاطمـــــه(س) حال که آمده اید و عطر و رایحه دل انگیزتان فضای شهر را عطراگین نموده است دست ما را هم بگیرید و ما را در تند باد حوادث یار و یاور باشید... دست ما را هم بگیرید تا یاوری باشیم برای علیِ زمانه و همواره به دنبال او در گذر زمان...
اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک می پرستان میرسند دلنوازان، ناز نازان در رهند گلعذاران از گلستان میرسند
نوشته شده در سه شنبه 1389/02/28  توسط علی فرجامی
به راستی در چفیه چه رازی نهفته است که با عطر واشک و خون آشناست و هنوز در کنار مرقد امام شهیدان ، دستمال مردان بی ادعاست؟
در حسینیه ی امام ، سینه زده ای ؟ چفیه ای را که بر شانه ی قبله ی قلب هاست ، دیده ای ؟
در جمکران ،الغوث و الامان ، گفته ای؟چفیه ای را که راهنمای جست وجوگران مهدی زهرا است ،دیده ای؟
در دانشگاه ،نماز خوانده ای؟ چفیه ای را که سجاده ی اهل معناست ،دیده ای ؟
به بهشت زهرا رفته ای؟ چفیه ای را که در قاب عکسی با قرآن و اسلحه ای همراه است ،دیده ای؟
به راستی در چفیه چه رازی نهفته است که محرم رمز یا علی و یا رضا است و هنوز بر شانه ی قلب های شکسته پا برجاست؟
خاک شلمچه را بوییده ای؟شکفتن بی صدای بغضی در گلو مانده را دیده ای؟
از قطره قطره ی اشک فرو ریخته بر چفیه ای ، فشرده شده لای دندان ، حدیث درد خوانده ای؟
چه می خوانی ؟ تو هم بخوان !
آه از ترکش تهمت!
فریاد از فراموشی دیروز!
امان از خنجری که از پشت فرود می آید و صدا ندارد! چفیه ...! چفیه! ای شال شب های سرد کردستانم !
چفیه ! ای چتر روزهای گرم مهربانم!
چفیه...!چفیه! ای یادگار یاران و همه ی آبرویم!
ای آبروی باران و ای ابر آرزویم!
با درد فشار دندان هایم بساز که از درد تو می سوزم.
فریادم را چاه باش
مگذار ساز های من ، قهقه ساز صف دشمن باشد
.jpg)
نوشته شده در سه شنبه 1389/02/28  توسط علی فرجامی

این عکس خودش پر از معنا هستش
نوشته شده در یکشنبه 1389/02/19  توسط علی فرجامی
در کوچه ها پیچیده بوی فـاطمیـه ای دل قدم بردار سوی فـاطمیـه
ما وارث و دیوانگان بوی سیبیم از قافله جا مانده و اینجا غریبیم
با یاس ها ما الفتی دیرینه داریم یک فاطمیـه داغ در این سینه داریم
هر غنچة یاسی بکارم نذر زهرا ست زیباترین اشکی که دارم مال زهراست
مشکیترین پرچم برای فاطمیـه است محزون ترین نوحه نوای فاطمیـه است
ما چارده قرن است دائم در عزاییم چهره کبود سیلیِ در کوچه هاییم
شهادت جانسوز بانوي پاك اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) را تسليت عرض میکنم ...يا فاطمه زهرا...
نوشته شده در سه شنبه 1389/02/14  توسط علی فرجامی
يكي از مسائل مهمّ مربوط به مهدويت، مسئلة «انتظار» است. در شمارة قبل موضوع انتظار، مفهومشناسي و تحريفزدايي شد. اينك به رواياتي كه دربارة ارزش انتظار و ثواب منتظران وارد شده است، اشاره ميكنيم. اين روايات، بسيار فراوانند و ما براي نمونه، شماري از آنها را نقل ميكنيم:
ا. همگامان شهداي بدر و احد: امام سجاد(ع) فرمود: «هر كس كه در زمان غيبت غائب ما بر ولايت ما ثابت قدم بماند، خداوند اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد را به او عطا ميكند».1
ارزش شهداي بدر را ـ كه اسلام بنا بر حمايت آنان قوّت يافت ـ نميتوان بيان كرد؛ امّا بنابراين حديث شريف، متظران حضرت حجت(ع) كه در زمان غيبت و طولاني شدن آن، بر ولايت اهل بيت(ع) پايدار ميمانند، ثواب يك هزار نفر از شهيدان غزوههاي بدر و احد را احراز خواهند كرد و اين، نشاندهندة ارزش منتظران در مكتب الهي تشيّع است.
2. روزهدران شب زندهدار: حضرت باقر(ع) در حديثي شريف كه در شماري از جوامع روايي وارده شده است، دربارة ارزش منتظران فرمود: «بدانيد كسي كه منتظر اين امر [= ظهور امام زمان] باشد، ثواب كسي را دارد كه روزها را روزه داشته و شبها به عبادت الهي بر پاي ايستاده باشد».2
3. همراهي پيامبر اعظم(ص): از رسول گرامي اسلام(ص) دربارة منتظران پرسيدند؛ حضرت، چنين فرمود: «او مانند كسي است كه همراه [حضرت] قائم، در خيمة آن حضرت [آماده به خدمت] باشد. آنگاه حضرت صادق(ع)، پس از تأملي كوتاه فرمود: او مانند كسي است كه همراه رسول الله(ص) بوده است.» 3
4. راه نجات از هلاكت: حضرت امام حسن عسكري(ع) ميفرمايد: «مثل اين فرزمند من... در اين امّت، همانند حضرت خضر و حضرت ذوالقرنين است. به خدا قسم! او غيبتي خواهد داشت كه در آن، هيچ كس از هلاكت نجات نمييابد، مگر آن كس كه خداوند او را بر اعتقاد به امامت امامان پايدار دارد و به دعا براي تعجيل در فرج آن حضرت موفق سازد».4
5. برترين مردمان: امام سجاد(ع) فرمود: «آنان كه زمان غيبت او زندگي ميكنند و به امامت او اعتقاد داشته و منتظر ظهور او هستند، از مردمان همة زمانها برتر ميباشند
نوشته شده در دوشنبه 1389/02/06  توسط علی فرجامی
آيت الله ناصري دولت آبادي
يكي از راههاي به ياد امام بودن، تجديد عهد با آن بزرگوار است؛ بلكه از زيباترين جلوههاي ياد امام مهدي(ع) در زندگي منتظران، آن است كه هر روز با او تجديد عهد كرده، پيمان وفاداري ببندند و نيز استواري خود را بر آن عهد اعلام كنند. كسي كه دعاي عهد را پيوسته بخواند و از عمق جان به مضامين آن پايبند باشد، هرگز به سستي گرفتار نميشود و در تحقق آرمانهاي امام و زمينهسازي براي ظهور آن بزرگوار، لحظهاي از پاي نمينشيند.
نوشته شده در دوشنبه 1389/02/06  توسط علی فرجامی
نوشته شده در چهارشنبه 1389/02/01  توسط علی فرجامی
نوشته شده در چهارشنبه 1389/02/01  توسط علی فرجامی
نوشته شده در شنبه 1389/01/21  توسط علی فرجامی
همانطور که اشاره شد، در روايات مربوط به مهدويت بسياري از ويژگيهاي عصر حضور و خصوصيات جامعه آرماني اسلامي و الهي مهدي موعود ترسيم شده است. توجه به اين ويژگيها ميتواند به ما کمک کند تا مسير حرکت خود را در آن جهت شکل داده و بکوشيم تا زمينه تحقق نهايي و کامل آنها را توسط حضرت مهدي فراهم سازيم و جامعه خود را به صورت جامعهاي مهديپسند درآوريم. شناخت ويژگيهاي آن جامعه آرماني، در حقيقت به منزله آيينهاي که ميتوان زشتيها و زيباييهاي جوامع کنوني را در آن ديد و با شناخت انحرافات و کجيها، در جهت زدودن آنها گام برداشت. برخي از ويژگيها و خطوط کلي جامعه مهدوي به اين شرح است:
أ. رفتار بر اساس سيره پيامبر اکرم؛
ب. احياي معارف قرآني و نبوي در سطح جامعه؛
ج. الهي کردن خواستهها و اميال مردم؛
د. نزول همه برکات آسمان و زمين بر مردمان؛
هـ . برقراري امنيّت فراگير؛
و. شکوفايي همه استعدادهاي عقلي و معرفتي مؤمنان و آشکار شدن علوم پيامبران؛
ز. نابودي همه مظاهر بدعت؛
ح. فراگيري ايمان و صلاح و فضيلت.
دين اسلام به تصريح قرآن، ديني جهاني است و فراگيري اسلام در کل جهان، هدف اصلي پيامبر اسلام بوده است. حال سؤال اين است که آيا اين هدف تاکنون تحقق يافته است؟ آيا در طول تاريخ زماني بوده است که دين اسلام و خداپرستي در كل جهان هستي فراگير شود؟ به يقين تاکنون اين اتفاق نيافتاده است؛ نه در زمان پيامبر و نه هيچكدام از امامان معصوم، اسلام جهاني نبوده است. پس آيا اين وعده الاهي نادرست است؟ پر واضح است که وعدههاي الاهي تخلف ناپذيرند؛ پس زماني خواهد آمد که دين اسلام توسط موعودي جهاني فراگير خواهد شد و تکامل اجتماعي به هدف نهايي خود ميرسد.
ضرورت وجود منجي و موعود نهايي
همهي ادلهاي که ضرورت وجود امام معصوم در دوران خاتميّت و پس از رحلت پيامبر اکرم را اثبات ميکنند، دوران غيبت و همهي دورانهاي پس از پيامبر اکرم را نيز شامل ميشوند. در عين حال، ميتوان براي اثبات ضرورت وجود منجي و موعود نهايي، ادلهاي را اقامه نمود. همگي ميدانيم که کامل کردن شرايط براي رشد و تکامل آزادانه و آگاهانهي انسانها؛ کمک به رشد عقلاني و تربيت روحي و معنوي انسانهاي مستعد؛ تشکيل جامعهي ايدهآل بر اساس خداپرستي و ارزشهاي الهي و گسترش عدل و داد در سراسر زمين از جملهي مهمترين اهداف برانگيختن پيامبران و فرستادن پيامهاي آسماني بوده است. هر يک از پيامبران با توجه به شرايط عصر خويش توانستند تا اندازهاي در تحقق برخي از اين اهداف موفق شوند. اما هيچيک از آنان موفق به تشکيل حکومت جهاني نشدند؛ يعني هيچ کدام نتوانستند عدل کلي و عمومي را برقرار سازند هر چند برخي از آنان موفق شدند در محدودهي جغرافيايي خاصي حکومت الهي را تشکيل دهند
علامهي طباطبايي در تبيين ضرورت وجود منجي و موعود، بياني ديگر دارند
أ. همهي انواع آفرينش مشمول قانون هدايت عمومي هستند؛ يعني ابزار و وسايل مقتضي براي هدايت در اختيار همهي موجودات قرار گرفته است؛
ب. در اين ميان نوع انسان، براي هدايت و براي وصول به کمال انسانيّت و سعادت نوعي خود، مجهز به نيرويي به نام وحي و نبوت شده است؛
ج. روشن است که اگر انسان در زندگي اجتماعي خود به اين کمال و سعادت نرسد، در آن صورت تجهيز او به چنين نيرو و استعدادي لغو و بيهوده خواهد بود؛
د. لغو و باطل در آفرينش خداوند راه ندارد؛
هـ . پس روزي خواهد رسيد که جامعهي انساني، به سعادت و کمال خود برسد. تقرير ديگر اين استدلال را ميتوان به اين صورت دستهبندي کرد که:
أ. بشر از نخستين روزهاي سکونت خود در کرهي زمين و تشکيل جامعهي انساني، در آرزوي داشتن يک زندگي اجتماعي سعادتمندانه بوده و همواره به اميد دستيابي به چنين آرزويي حرکت ميکرده است؛
ب. اگر اين آرزو و خواستهي بشر امکان تحقق خارجي نداشت، در آن صورت تجهيز بشر به آن، خلاف حکمت بود. به تعبير ديگر، وجود چنين آرزويي در نهاد بشر، نشان دهندهي تحقق آن است همانگونه که وجود گرسنگي در انسان، نشاندهندهي وجود آب است و الا اگر آب و غذايي وجود نميداشتند، تشنگي و گرسنگي هم محقق نميشد؛
ج. پس آيندهي جهان ضرورتاً روزي را دربر خواهد داشت که "در آن روز جامعهي بشري پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزيستي نمايد و افراد انساني غرق فضيلت و کمالشوند


نوشته شده در چهارشنبه 1389/01/11  توسط علی فرجامی
از آثار مثبت و سازنده باور دينىِ انتظار در مورد ولى و حجّت خدا اين است كه اين اعتقاد ـ كه ريشه در اعماق فرهنگ اصيل اسلامى دارد و از «قرآن و سنّت» گرفته شده است ـ سبب اتّحاد و قوّت قلب و تصميم گيرى و اهتمام شديد افراد نسبت به انجام تكاليف و وظايف شرعى مى شود و از سوى ديگر موجب خلوص نيّت و تهذيب نفس و رشد اخلاقى در فرد و اجتماع مى گردد. چنين اعتقادى با اين نظريه كه «غيبت، باعث تفرقه و ضعف و سستى در مردم مى شود» مغايرت اساسى دارد. زيرا اين اعتقاد و باور دينى بهترين وسيله انذار نسبت به كارهاى منفى و خلاف اخلاق است و مردم را از ارتكاب معاصى و گناهان باز مى دارد. از سوى ديگر، اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)بهترين عامل تشويق و ترغيب به كارهاى خير و اعمال صالح است.
به همين جهت است كه در روايات منقول از پيامبر اكرم و ائمه اطهار(عليهم السلام)، انتظار از برترين اعمال شمرده شده است چنانكه پيامبر اكرم مى فرمايد:
«أفضل أعمال اُمّتي انتظار الفرج من اللّه عزّوجلّ».
«بهترين اعمال امّت من، انتظار فرج از سوى خداوند عزّوجلّ است».
بدون شك، انتظار فرج هنگامى از برترين عمل هاى امّت خواهد بود كه شخص منتظر سعى كند تمام اعمال و كردار خود را بر اساس موازين اسلام و بدون سهل انگارى انجام دهد.
اين جا است كه بايد گفت: كسانى كه اسلام را طبق سفارش پيامبر از اهل بيت آن حضرت گرفته اند، هيچ مشكل فكرى و عقيدتى نسبت به اعتقادات اسلامى ندارند؛ زيرا از پيامبر اكرم نقل شده است كه فرمودند:
«مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح من توسّل بهم نجى و من تخلّف عنهم هلك».
«مَثَل اهل بيت من، مَثَل كشتى نوح است; هر كه متوسّل به آن شد، نجات يافت و هر كه از آن تخلف ورزيد، هلاك گرديد».
آرى! اگر طنطاوى و ابن خلدون و امثال آن ها، موضوع انتظار ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) را از ديدگاه مبارك امام صادق(عليه السلام) مى نگريستند، هيچ وقت مرتكب اشتباهاتى كه آنان را بدنام ساخته است، نمى شدند و انتظار را عامل ركود نمى دانستند; بلكه منتظران را افرادى پر تلاش و فعال مى دانستند همانگونه كه امام صادق(عليه السلام)مى فرمايند:
«المنتظر للثّاني عشر كالشاهر سيفه بين يدي رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)يذبّ عنه».
«منتظر امام دوازدهم ـ حضرت مهدى(عليه السلام) ـ مانند كسى است كه در ركاب پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)شمشير كشيده، از آن حضرت دفاع مى كند».
از مفهوم اين حديث و احاديث ديگر به اين مضمون، روشن مى شود كه اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) نه تنها ايجاد ضعف در افراد نمى كند، بلكه موجب تحرّك و آمادگى زياد در آن ها مى شود. زيرا كسى كه بخواهد در حضور شخصيّتى مانند پيامبر گرامى، از اسلام و ارزش هاى والاى آن دفاع كند و در راه خدا شمشير بزند، بايد آمادگى كافى داشته باشد.
در روايت ديگرى اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد:
«المنتظر لأمرنا كالمتشحّط بدمه في سبيل اللّه»
«كسى كه منتظر امر ما (قيام حضرت مهدى(عليه السلام)) باشد، مانند كسى است كه در راه خدا در خون خويش بغلطد».
از اين حديث نيز به خوبى استفاده مى شود كه منتظرين واقعى امام زمان(عليه السلام)لحظه اى از تحرّك و تكاپو در پيشبرد اهداف دين، باز نمى ايستند، بلكه هميشه سعى و كوشش مى كنند كه خود را بر اساس اسلام اصيل و مكتب اهل بيت(عليهم السلام)آن چنان پرورش دهند كه صلاحيّت و شايستگى درك حضور حضرت را در زمان ظهور وى داشته باشند تا از مصاديق آيه كريمه زير باشند:
وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
«ما در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه بندگان شايسته ام وارث (حكومت) زمين خواهند گرديد».
اين جا است كه بايد گفت: اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) آن چنان كه در روايات اهل بيت(عليهم السلام) بيان گرديده است، رمز عدالت خواهى و وحدت كلمه در ميان همه مردمان جهان در حكومت الهى آن بزرگوار است چنانكه امام صادق(عليه السلام)در پاسخ به سؤال عمّار ساباطى فرمود.
عمار از آن حضرت سؤال كرد يابن رسول اللّه! در اين صورت كه عبادت در زمان دولت هاى باطل با ترس، برتر از عبادت در زمان ظهور دولت حق است، چرا ما آرزو كنيم كه از اصحاب قائم(عليه السلام) در ظهور حقّ باشيم؟
حضرت صادق در جواب فرمود:
«سبحان اللّه! آيا دوست نداريد كه خداوند ـ به واسطه آن حضرت ـ دين حقّ و عدالت را در تمام بلاد دنيا آشكار گرداند و حال همه مردم بهبود يابد؟!
ويجمع اللّه الكلمة و يؤلّف بين قلوب مختلفة ولايعصي اللّه عزّوجلّ في أرضه و يقام حدود اللّه في خلقه، ويردّ اللّه الحقّ إلى أهله فيظهروه حتّى لايستخفى بشيء من الحقّ مخافة أحد من الخلق.
و خداوند ـ به واسطه حضرت مهدى(عليه السلام) ـ همه مردم را زير پرچم توحيد و كلمه «لا اله الا اللّه» جمع كند و بين قلب هاى پراكنده و مختلف، دوستى و اتحاد ايجاد كند و گناه را از روى زمين بر دارد و حدود و احكام خدا در ميان خلق خدا اجرا گردد و حق به صاحبانش رسد تا آن را ظاهر كنند و چيزى از حق را به جهت ترس از مردم مخفى نكنند».
به جرأت مى توان گفت كه ايمان و اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)ـ تنها منجى عالم بشريت ـ با توجه به شناختى كه روايات اهل بيت و ائمّه اطهار(عليهم السلام) به ما مى دهد، نه تنها موجب تفرقه و ضعف و سستى در مسلمانان نمى شود; بلكه رمز اتحاد و قدرت و شوكت مسلمانان در آن نهفته است. زيرا اعتقاد به آن، يعنى اعتقاد به حاكميّت تمام ارزش هاى اسلامى در سطح دنيا و آرزوى غلبه دين حق بر تمام اديان باطل; اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، يعنى اعتقاد به تحقق وعده هاى الهى در پيروزى كامل اسلام بر تمام اديان عالم همانطور كه خداوند متعال مى فرمايد:
هَوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشرِكُونَ
خدا كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر تمام اديان غلبه وپيروزى بخشد، هرچند مشركان كراهت داشته باشند.
اينك از تمام كسانى كه مى خواهند با مسئله غيبت و ظهور و اهداف الهى آخرين ذخيره خدا، حضرت بقية اللّه(عليه السلام)آشنا شوند، مى خواهيم كه سعى كنند اين معرفت را از طريق قرآن كريم و روايات ائمه اطهار(عليهم السلام) ـ كه معدن علوم پيامبر اسلام و تمامى انبياى الهى هستند ـ فراگيرند تا به حقيقت دست يابند و طعمِ شيرين ايمان را بچشند.
نتيجه
از آنچه گفته شد چنين نتيجه مى گيريم كه اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و مسئله انتظار، در صورتى باعث ركود است كه مفهوم آن تحريف شود همان طورى كه بعضى از مخالفان و دشمنان اسلام آن را تحريف كرده و مى كنند; امّا اگر اين اعتقاد و باور دينى ـ كه از مهم ترين مسايل اسلامى به شمار مى رود ـ به مفهوم واقعى آن به جامعه اسلامى و بشريّت تفهيم شود، بزرگ ترين عامل تربيت و خود سازى و تحرك و اميد به آينده نورانى و روشن خواهد بود و از مدارك معتبرى كه اين موضوع را تأييد مى كند، روايتى است كه در ذيل آيه كريمه زير ذكر شده است:
(وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنّهُمْ)
«خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين ]خود [قرار دهد; همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين ]خود[ قرار داد، و آن دينى را كه بر ايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، ]تا [مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر سك پس از آن به كفر گرايد; آنانند كه نافرمانند».
از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه اطهار(عليهم السلام) نقل شده است كه فرموده اند: «اين آيه درباره امام مهدى(عليه السلام) و اصحاب آن حضرت نازل شده است».
لذا تمام كسانى كه منتظر چنين برنامه اصلاح گرانه به دست توانمند حضرت مهدى(عليه السلام) هستند، بايد خودشان در عالى ترين سطح از حيث ايمان به خدا و رسول و انجام فرامين و دستورات اسلامى باشند.
بر اين اساس آنچه موجب تفرقه و سستى در بين مسلمانان مى گردد، برداشت غلط و مغرضانه اى است كه از سوى بى خبران از حقايق اسلام اظهار مى گردد .
نوشته شده در چهارشنبه 1389/01/11  توسط علی فرجامی
آقا جان :
شاني از مرتبتت كم نشود اي گل من
گر به دلجويي خار سر ديوار آيي
بي رنگ و بويت اي گل ، گل رنگ و بو ندارد
جز ديدن رخ تو دل آرزو ندارد
رو كن به هركه خواهي
گل پشت و رو ندارد.
نوشته شده در سه شنبه 1389/01/10  توسط علی فرجامی
گلچین جملاتی معنوی در تبیین وظایف منتظران یوسف زهرا سلام الله علیهما که از زبان مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت به عاشقان درگاه امامت و ولایت تقدیم می گردد :
عبادت در زمان غیبت افضل است
مگر همه سلمان یا ابوذر (رحمهالله) میشوند که با تمام بلاها، صبرکردند و یا مثل «عمار» که حتى حاضر به کشته شدن گردد؟ در مقاماتى که آنان بدان رسیدند بسته شده است. تمام دنیا و مافیها ارزش نماز یک شب سلمان (رحمه الله) را ندارد. روى پوست گوسفندى مى نشست، مصلاى عجیب و غریب داشت، و در روایتی اثاثیه و لوازم منزلش را برشمرده: یک پوست، یک کیسه آرد و ...؛ ولى باز گریه میکرده که فردا بارش سنگین است. سلمان چه مقامى داشت، و ضد او، یعنى معاویه چه مقامى؟ البته چه بسا از این که فرموده اند: عبادت در غیبت افضل از عبادت در حال حضور است بتوان استفاده کرد که مقامات بالاترى براى ما ممکن است! مقصودم این است که اگر ما در زمان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) بودیم و مى دیدیم که در اطراف آن تشویق مى شدیم؛ ولى کسى که آن ها را نمى بیند از تحصیل آن معذور است؛ زیرا تردید براى او حاصل مى شود که آیا این گونه مقامات براى اوحاصل مىشود یا خیر؟! اما ما نیز از کرامات علما عجایب و غرایبى دیده ایم که نمى شود بیان کرد و تعجب مىکردیم که چرا دیگران مى بینند و اسمش را هم نمى آورند؟! ولی نمى دانم چرا باز نسبت به تحصیل آن مقامات بى تفاوت هستیم ؟!
نوشته شده در سه شنبه 1389/01/10  توسط علی فرجامی
شهيد مهدي باكري در وصيتنامه خود با بيان اينكه پشتيبان و از ته قلب مقلد امام باشيد، اعلام كرده است: بايد محتواي فرامين امام را درك و عمل كنيم تا بلكه قدري از تكليف خود را شكرگزاري به جا آورده باشيم.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، شهيد مهدي باكري فرمانده لشكر 31 عاشورا در وصيتنامه خود آورده است: ياالله، يامحمد، ياعلي يافاطمهزهرا، ياحسن، ياحسين، ياعلي يامحمد، ياجعفر، ياموسي، ياعلي، يامحمد، ياعلي،ياحسن، يامهدي (عج) و تو اي وليمان يا روحالله! و شما اي پيروان صادق شهيدان. در ادامه اين وصيتنامه آمده است: خدايا! چگونه وصيتنامه بنويسم در حالي كه سراپا گناه و معصيت، و سراپا تقصير و نافرمانيم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم، ولي ترسم از اين است كه نيامرزيده از دنيا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذيرفته درگاهت نشوم. سردار آذربايجان در ادامه وصيتنامه خود با ذكر كلمه يارب! العفو، تصريح ميكند: خدايا! نميرم در حالي كه از ما راضي نباشي. اي واي كه سيهرو خواهم بود. خدايا! چقدر دوست داشتني و پرستيدني هستي! هيهات كه نفهميدم! يااباعبدالله شفاعت. شهيد مهدي باكري خاطر نشان كرده است: آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد براي ديدار ربش! ولي چه كنم كه تهيدستم. خدايا! تو قبولم كن! وي در خصوص ولايت و ولايتمداري آورده است: سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم، عصر كفر و الحاد، عصر مظلوميت اسلام و پيروان واقعياش. شهيد باكري در ادامه خطاب به ملت ايران اظهار داشته است: عزيزانم، اگر شبانهروز شكرگزار خدا باشيم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنايت فرموده باز كم است، آگاه باشيم كه سرباز راستين و صادق اين نعمت شويم، خطر وسوسههاي دروني و دنيا فريبي را شناخته و بر حذر باشيم كه صدق نيت و خلوص در عمل، تنها چارهساز ماست. وي همچنين تاكيد كرده است: اي عاشقان اباعبدالله! بايد شهادت را در آغوش گرفت، گونهها بايد از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛ بايد محتواي فرامين امام را درك و عمل كنيم تا بلكه قدري از تكليف خود را شكرگزاري به جا آورده باشيم. فرمانده لشكر 31 عاشورا در وصيت به مادر، خواهران، برادران و اهل فاميل آورده است: بدانيد اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، هميشه به ياد خدا باشيد و فرامين خدا را عمل كنيد، پشتيبان و از ته قلب مقلد امام باشيد، اهميت زياد به دعاها و مجالس ياد اباعبدالله و شهدا بدهيد كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربيت حسيني و زينبي بيابيد و رسالت آنها را رسالت خود بدانيد و فرزندان خود را نيز همانگونه تربيت دهيد كه سربازاني با ايمان و عاشق شهادت و علمداراني صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) براي اسلام به بار آيند. از همه كساني كه از من رنجيدهاند و حقي بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و اميدوارم خداوند مرا با گناهان بسيار، بيامرزد. خدايا ! مرا پاكيزه بپذير. مهدي باكري در سال 1333 شمسي در مياندوآب به دنيا آمد. با ورود به دانشگاه مرحلهي جديدي از زندگي علمي و سياسي او آغاز شد. با پيروزي انقلاب مهدي نقشي فعال در سازماندهي سپاه پاسداران داشت و مدتي هم دادستان دادگاه انقلاب اروميه شد. مهدي پس از شركت در عملياتهاي مختلف و پاكسازي ضد انقلاب، به منطقه جنوب كشور رفت و معاونت تيپ نجف اشرف را به عهده گرفت و در عمليات فتحالمبين، در منطقه رقابيه از ناحيه چشم مجروح شد، پس از بهبود به جبهه بازگشت و پس از آزاد سازي خرمشهر دوباره مجروح شد. وي با تشكيل تيپ عاشورا فرماندهي اين تيپ را به عهده گرفت. در عمليات حماسي خيبر كه در جزيره مجنون بر پا شد برادرش به شهادت رسيد. در روزهاي آخر اسفندماه 1363 عمليات بدر آغاز شد، مهدي و نيروهايش ضربات مهلكي بر ارتش عراق ميزنند. در روزهاي 25 اسفند ماه مهدي و همرزمانش در مقابل عراقيها مقاومت كردند، هر چند فرماندهان ارشد سپاه سعي كردند مهدي را به عقب بازگردانند توجهي نكرد و سرانجام با اصابت گلولهاي به سرش به سختي مجروح ميشود و هنگام بازگشت به عقب موشكي به قايق آنها اصابت ميكند و پيكر آنها راهي درياها ميشود.
نوشته شده در یکشنبه 1389/01/08  توسط علی فرجامی
يکي از فرزندان حضرت آیت الله محمد تقی بهجت، چندي پيش در گفتوگو با يكي از مقامات به بیان برخی از حالات آخرین روزها و ساعات عمر این مرجع وارسته و عارف پرهیزگار پرداخت.
به گزارش رجانیوز، فرزند آیت الله بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوار خود با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامتي رهبري اشاره کرد.
ايشان در ادامه افزوده است، این موضوع سبب شدتا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر این ختم ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعات عمر حضرت آیت الله بهجت ادامه داشته است.
نوشته شده در یکشنبه 1389/01/08  توسط علی فرجامی
سلام بر همه عاشقان ولایت تمام لحظات غیبت را منتظر بودیم اما حضورش را نه ظاهری بلکه با اعمالمان انکار کردیم.خون به دل سربازانش می کنیم وادعای عاشقی داریم آخر تا به کی جاهلیت معنای عشق می دهد !؟ دیدیم چه خونی به دل علی زمانمان کردند و دم نزدیم , دیدیم با پیشرفت کشورمان دشمن لرزه بر اندامش افتاد اما تلاش نکردیم وبر جای خود نشستیم وانتقاد کردیم , آری در سال گذشته جفاها کردیم اما راه جبران باز است . دست در دست هم داده و گذشته را جبران می کنیم با شعار سالمان(کار مضاعف ,همت مضاعف)کمر دشمن را به خاک می مالیم و ثابت می کنیم به جهانیان که نام ایران همیشه در اوج قله های موفقیت می درخشد وملت آن تا پای جان برایش مایه می گذارند.
مطلب از زینب ...
نوشته شده در سه شنبه 1389/01/03  توسط علی فرجامی
نوشته شده در دوشنبه 1389/01/02  توسط علی فرجامی
خودت گفتی وعده در بهار است
بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هرکسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است
    
نوشته شده در دوشنبه 1389/01/02  توسط علی فرجامی
ترجمه این ذکر شریف : (( یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین ))
(( ای برطرف کننده غم و اندوه از روی حسین بحق برادرت حسین ، اندوه و مشکل من را برطرف کن ))
یا سیدی ، یا کاشف الکرب ، جمع الله بیننا و بینک و بین رسوِله و اولیائه فی منازل المخبتین و خدای ارحم الراحمین ما و شما را و رسولش و اولیائش را در منازل بهشتی با هم جمع کند. یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ، یا مولای انت باب الحوائج و انا مخزن الحوائج ، پس بحق برادرت اکشف کربی .
ذکر با کرامت یا کاشف الکرب عن وجه الحسین که برای توسل به حضرت باب الحوائج سفارش شده را با اخلاص و با طهارت در یک مکان پاک 133 مرتبه به عدد اسم شریف آن حضرت تکرار نمایید و حاجات خود را به درگاه آن باب حاجات ببرید و بگویید : یا کاشف الکرب اگر مصلحت ما و رضایت الهی در برآورده شدن آن حاجت است ، بحق الحسین و بحق وجه الحسین حاجاتمان را برآورده نمایید.
نوشته شده در دوشنبه 1389/01/02  توسط علی فرجامی
قرآن از دیدگاه نهج البلاغه و امام علی (ع) چه منزلتی دارد؟
از نگاه امام علی (ع) قرآن دارای رتبه و مقامی بس والا است. بعضی از ویژگی هایی را که در نهج البلاغه جمع آوری شده است را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد: 1- نصيحت دهندۀ خيرخواه،2- بهترین راهنما، 3- گويندۀ راستگو ،4- محکم ترین و مطمئن ترین پناه گاه و دست آویز، 5- شفا دهنده، 6- سرچشمۀ علوم و دانش ها، 7 - بالاترین ثروت ها، 8- موجب زندگی و نشاط دلها، 9- بالاترین شفاعت کننده،10- کتابی جامع و...
امام علی (ع) به عنوان بزرگ ترین پرورش یافتۀ مکتب قرآن و پیامبر اعظم (ص) همواره در سراسر نهج البلاغه در کلمات، خطبه ها و نامه های خود به مناسبت های مختلف ویژگی های قرآن را بیان نموده و ارزش های آن را برای مردم برشمرده و از قرآن کریم تجلیل کرده اند و بارها مردم را به رعایت حق قرآن و تدبر در آن ترغیب فرموده اند. به طوری که حتی در واپسین لحظات زندگی دنیایی خویش فرزندان مادی و معنوی خود را در عمل کردن به آن وصیت می کند و می فرماید: "خدا را، خدا را دربارۀ قرآن (در نظر بگیرید) مبادا دیگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پیشی گیرند".[1] همه این تأکیدات نشانۀ عظمت این کتاب آسمانی در نگاه امام علی (ع) است. این کلمات را می توان در محور های زیر ذکر نمود:
1. نصيحت دهندۀ خيرخواه: "بدانيد كه اين قرآن آن نصيحت دهندۀ خيرخواه است كه فريب نمىدهد".[2]
2. بهترین راهنما: "قرآن راهنمائی است كه گمراه نمىكند".[3]
3. گوينده راستگو: "گويندۀ حديث است كه دروغ نمىگويد".[4]
4. محکم ترین و مطمئن ترین پناه گاه و دست آویز: "بر شما باد عمل کردن به قرآن، که ریسمان محکم الاهی، و نور آشکار و درمان سودمند است، که تشنگی را فرو نشاند، نگه دارندۀ کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهندۀ آن کسی است که به آن چنگ آویزد، کجی ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن برگردانده شود".[5]
5. شفا دهنده: "از قرآن براى بيماري هاى خود شفا بطلبيد، و به آن براى حل مشكلاتتان استعانت بجوئيد، چه اين كه در قرآن شفاى بزرگ ترين دردها است كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت است".[6]
6. سرچشمۀ علوم و دانش ها: "... سرچشمۀ علوم و دانش ها همه در قرآن است".[7] در جای دیگر در باره علوم بی شمار قرآن می فرماید: "خداوند قرآن را فرو نشانندۀ عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است...".[8]
7. بالاترین ثروت هاست: "بدانيد هيچ كس از شما بعد از دارا بودن قرآن كمترين نياز و فقر ندارد و احدى قبل از دارا بودن قرآن بىنياز نخواهد بود". [9]
8. موجب زندگی و نشاط دل ها است: "بهار دل ها در آن است...".[10]
9. بالاترین شفاعت کننده: "بدانيد قرآن است شفاعت كنندۀ پذيرفته شده و گويندۀ تصديق شده و هر كس كه روز قيامت قرآن براى او شفاعت كند، شفاعت قرآن در مورد او پذيرفته شود".[11]
10. کتاب جاودانه: "قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که روندۀ آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جدا کنندۀ حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد...".[12]
11. جامعیت قرآن کریم: حضرت دربارۀ جامعیت قرآن می فرماید: "کتاب پروردگار میان شما است که بیان کنندۀ حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثل ها، مطلق و مقید، محکم و متشابه است، عبارات مجمل خود را تفسیر و نکات پیچیدۀ خود را روشن می کند".[13]
همچنین می فرماید: "در قرآن اخبار گذشتگان و آیندگان و احکام مورد نیاز زندگی تان وجود دارد".[14]
در خطبۀ 198حضرت به طور مفصل دربارۀ ارزش قرآن صحبت می کند. این کلمات آن قدر شیوا و گویا است و به خوبی ویژگی های و ارزش قرآن را در کلام ناب امیر المؤمنین روشن می کند که جا برای هیچ توضیح و تفسیری باقی نمی گذارد.
اینها نمونه های کوچکی از توصیف قرآن و جایگاه آن در کلام امیر المؤمنین (ع) به عنوان دومین مفسر کلام وحی است. باشد که با تمسک به آن به صراط مستقیم هدایت یابیم!
برای آگاهی بیشتر به نهج البلاغه خطبه های: 110، 183، 169، 157، 158، 133، 176،133 و 198 مراجعه فرمایید.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/12/26  توسط علی فرجامی
نوشته شده در چهارشنبه 1388/12/26  توسط علی فرجامی
عاشق شهادت ، فدائی ولایت
سيد علي"روحي فداه" خودش مرادمه، من مريدش و جدش اربابم...
نوشته شده در شنبه 1388/12/22  توسط علی فرجامی
آقا جان ببخشید ،
دستهايمان را بسته اند ،
اگر اجازه می دادند دودمان سبزشان را به تیرگی افکارشان بدل می کردیم ،اگر راه برای فدائیانت باز می کردند حتی یک نفر از این کور دلان را مجال نمی دادیم.
رهبر عزیر و درد کشیده ، حضرت امام خامنه ای ،
شرمنده ایم از این همه قصور خدمت . آخر تا کی می خواهی با این نامردمی ها بسوزی و دم بر نیاوری روزی که تنت را جسم ناقابلی توصیف کردی هم قسم شدیم جان بی ارزشمان را در راه دفاع از حریم و ولایت فدا کنیم و اگر دوباره زنده شویم باز هم فدای راهت خواهیم بود .
نوشته شده در شنبه 1388/12/22  توسط علی فرجامی
نوشته شده در شنبه 1388/12/22  توسط علی فرجامی
نوشته شده در پنجشنبه 1388/12/20  توسط علی فرجامی
آخرين مطالب
|